بخش ۲۱ - ایضا
کدام قصه دهم شرح و زار و زار بنالمز جور شمر دغا یا ز هجر یار بنالم
کدام سر و ببالای نازنین تو ماندکه من بسایۀ آن سرو جویبار بنالم
هزار سال گرم باشد عمر ایگل رعنابیاد روی تو هر لحظه چون هزار بنالم
چو از کنار توام دور داشت چرخ جفا جوشوم بیاد کنارت بهر کنار بنالم
کجا روم چکنم درد خویش بکه گویمبجز تو پیش که ایشاه تاجدار بنالم
گرم زمانه رهائی دهد ز قید مخالفروم چو آهوی وحشی بکوهسار بنالم
نداد شمر امانم که در بر تو زمانیبروزگار خود ز جور روزرگار بنالم
گرم حیات بماند روم بتربت مادرز دست شمر جفاجوی نابکار بنالم
میکشد سنک بدل ناله بکهسار امشبکه غزالان حرم گشته گرفتار امشب
طرفه شور بست در این پردۀ زنگار مگرخیمۀ سبط نبی گشته نگونسار امشب
مانده در دست عدو قافلۀ راه حرمرفته در خواب مگر قافله سالار امشب
سیل خون راه فرو بسته بسیاره مگرکه فرو مانده همی ناقه زرفتار امشب
پرزنان ز آتش دل بضعۀ زهرای بتولهمچو پروانه بدور سر بیمار امشب
بانوان حرم عصمت و اعزاز عفافهمه در فکر سر کوچه و بازار امشب
زینب زار در اندیشۀ بیداد سنانغافل از حالت جمال جفاکار امشب