گنج

بخش ۲۰ - زبانحال از قول جناب سکینه به جناب علی اکبر

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)۱۶ بیت
برادر ایمنم با تو در ایندشتچو نالان بلبلی برطرف گلگشت
خوشم با تو کنون اما دریغاکه باید رفتن و واهشتن ایندشت
برادر چون کشم تنگت در آغوشکه خود زخم است از پا تا بناگوش
همه پیکان و تیر آید بخوابمچو شب گیرم خیالت را در آغوش
برادر گلشن از تو گلخن از منره شام و جفای دشمن از من
بگلگشت جنان بالیدن از توبکنج بیکسی نالیدن از من
برادر غم یکی بودی چه بودیاگر درد اندکی بودی چه بودی
غریبی و یتیمی و اسیریاز این سه گر یکی بودی چه بودی
برادر خواهری کش باب دلسوزبدامن پرویدستی شب و روز
چنان دور از تو پاکوب بلا شدکه خون گرید بحالش دشمن امروز
برادر از جهان دل در تو بستمز دنیا رشتۀ الفت گسستم
گلی ناچیده زین باغ ایدریغاز دامان تو ببریدند دستم
برادر درد ها در سینه دارمکه بر خود سوزم و گفتن نیارم
برادر رفتی و آخر ندیدیکه چون شد کشته باب غمگسارم
برادر طاقتم بالله سر آمدبنای صیرم از پای اندر آمد
سری بردار و یکدم در برم گیرکه قاتل در کف اینکه خنجر آمد