بخش ۱۶ - ایضا
برادر بیتو در چشمم جهان تنگست مینالمفلک را بیسبب با من سر جنگست مینالم
به صید آشیان گم کرده مرغ بیپر و بالیز هرسو دامن قومی پر از سنگست مینالم
نه زنجیر جفا بر گردنم تنک است از آن گویمکه عنقا را ز طوق آهنین ننگست مینالم
بنالد بلبل از هجران گل امامن از وحشتهنوزم دامن وصل تو در چنگست مینالم
به جانان درد دل ناگفته ماند ای اشک امدادیکه دل در اضطراب از نالهٔ زنگست مینالم
برادر مرده را با ناله دمسازی کنند اماسلامت باد من نای و دف و چنگست مینالم
بیابان دور و مقصد ناپدید و رهزنان در پیجهان تاریک و ره پر سنگ و پا لنگست مینالم