گنج

شمارهٔ ۲۵۵ - نکوهش قضات رشوه‌خوار

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: انه۱۰ بیت
دلیل ما شد آن ساقی به دارالعیش میخانهبیا گر آرزومندی به جام لعل جانانه
به دور دانه خالش دل و جانی نمی بینمکه در دام سر زلفت نیفتاده است از این دانه
زمان وصل رویت را طلبکارم به جان گرچههنوز ارزان بود دادن دو عالم را به شکرانه
جهان و جان و دین و دل، برو در کار زلفش کنکه از مردان مرد آید همیشه کار مردانه
زمان زرق و سالوسی گذشت ای زاهد رعنابیا می خور که تقوی را لبالب گشت پیمانه
حدیث عشق گو با من، نه زهد و توبه و تقویکه عاشق را نمی گیرد به گوش افسون و افسانه
مجو با آتش رویش تقرب، گر همی خواهیکه دور از شمع رخسارش بسوزی همچو پروانه
چو رویش چرخ صورتگر نبندد صورت دیگربه سر چندان که می گردد در این پیروزه کاشانه
در گنج حقیقت را لبش مفتاح معنی شدزهی گنج و زهی گوهر، زهی مفتاح و دندانه
نسیمی! پای دل مگشا ز بند زلف او هرگزکه در زنجیر می باید همیشه پای دیوانه