گنج

شمارهٔ ۱۶

۲ بیت
حال من خاکسار می‌بین و مپرسمی‌سوز از انتظار و می‌بین و مپرس
سودا زده‌ای چو من نیامد به جهاناینک من و روزگار می‌بین و مپرس