رباعیات
شمارهٔ ۱قومی به فرشته می شمارند مراشمارهٔ ۲اشکم چو عقیق است ز درج گهرتشمارهٔ ۳آن شاه که قبلهٔ نماز همه اوستشمارهٔ ۴هر چند به چالاکی آن دلبر نیستشمارهٔ ۵تا در سر من هوای مهروی من استشمارهٔ ۶درد دلم از شمار دفتر بگذشتشمارهٔ ۷ای روی تو از لطافت آینهٔ روحشمارهٔ ۸گل حاجت عاشقان روا خواهد کردشمارهٔ ۹جز من به دم سحرگهی مست که شد؟شمارهٔ ۱۰تا حق ز جهانیان ملولم نکندشمارهٔ ۱۱میآمد و هر سو نظری میافکندشمارهٔ ۱۲تا جلد جریده در جهان خواهد بودشمارهٔ ۱۳دیدم گل سرخ سخت پیراسته بودشمارهٔ ۱۴ایام شباب است شراب اولاترشمارهٔ ۱۵با سنبلش آویختم از روی نیازشمارهٔ ۱۶حال من خاکسار میبین و مپرسشمارهٔ ۱۷دی غرق عرق در آفتابش دیدمشمارهٔ ۱۸جز خار نروید ز گلستان دلمشمارهٔ ۱۹عالم چو بهشت ولیکن گذرانشمارهٔ ۲۰اسرار ازل را نه تو دانی و نه منشمارهٔ ۲۱ای شرم زده غنچهٔ مستور از توشمارهٔ ۲۲ای غم همه سوی من عنان تافتهایشمارهٔ ۲۳ای سایه تو مرد صحبت نور نهایشمارهٔ ۲۴گر همچو من افتادهٔ این دام شوی