شمارهٔ ۱۹ - در مدح یکی از پادشاهان
یا رب این عید مبارک چو همایون قدم استکز قدومش همه آفاق چو باغ ارم است
صبح عید است به آهنگ صبوحی برخیزکه ز مرغان سحر بلبله در زیر و بم است
از سر مهر برآور نفس گرم چو صبحتا دمی خوش گذرد زآنکه جهان یک دو دم است
دوش در وصف مه نو سخنی میگفتمکاین چه شکل است که چون قامت عاشق به خم است
بر سر لوح فلک نون هلالی که نوشتکافرین باد بر آن دست که زرین قلم است
علم عید مگر باز برافراختهاندراست آن شکل به خم هیات ماه علم است
یا خود این جام طرب بر طرف تاس سپهرحلقهٔ نعل زر مرکب شاه عجم است