گنج

شمارهٔ ۲۵ - درزی

۲ بیت
از غم آن شوخ درزی جامه خود سوختمچشم چون سوزن به چاک دامن او دوختم
زین هنر هرگز نشد چاک گریبانم درسترفته رفته کوی او کار عجب آموختم