گنج

رباعیات

شمارهٔ ۱ - تاریخ وفات حاجی بهرامحاجی بهرام بود از اعیان رفتشمارهٔ ۲ - تاریخ وفات حاجی بهرامحاجی بهرام ای دریغاشمارهٔ ۳ - دعوای دختر هزاره سلطاندارم طلبی ز یار جانی دو سه کفششمارهٔ ۴ - جواب آخوند ملا سیدادنیاست عروس سه طلاق است سه کفششمارهٔ ۵سبب نظم این رباعیات : رحیم بی ولد باقی بی یوز در زمانی که به حکومت ولایت خجند سرفراز بوده به ملا خطی فرستانیده که به جانب ما سیر خواهید کرد بعد از آن ملا به ولایت سمرقند رفته اند و عبدالکریم بی حاکم ولایت سمرقند ما را مانع آمده که راه مخاطره است از آنچه مطلب و مدعای شما را ما پیدا می سازیم، اول مرتبه اسپی وعده کرده و این وعده به دیری کشید. این رباعیات را ملا بدان سبب گفته اند:شمارهٔ ۶ - اسبیاتصاحب جاها ترا ز من نیست خبرشمارهٔ ۷ - اسبیاتای میر عالمی ز عطای تو بهره مندشمارهٔ ۸ - اسبیاتصاحب جاها من از تو زر می طلبمشمارهٔ ۹سبب نظم رباعی اینست: در زمان حضرت عبدالعزیز خان دو جوان بوده اند که یکی را خواجه رفیع و دیگری را خواجه عیسی نام بوده و پدران آن هر دو امام بوده اند، ملا این رباعی را گفته اندشمارهٔ ۱۰سبب نظم رباعی اینست: زر چه بی دیوان بیگی محرمی داشته که او را خواجه المان می گفته اند؛ ملا این رباعی را به او گفته اندشمارهٔ ۱۱سبب نظم رباعی اینست: عبدالرحمن بکاول برادر جاوم بی اتالیق محرمی داشته که او را خواجه بامیر می گفته اند ملا این رباعی را به او گفته اند.شمارهٔ ۱۲سبب نظم رباعی اینست: در ولایت بخارا خواجه ساقی و خواجه باقی نام دو تماکوفروش بوده اند. ملا این رباعی را به آنها گفته اند؛ رباعی اینستشمارهٔ ۱۳ - اسبیاتسبب نظم این رباعیات: در زمانی که رحیم بی یوز ولد باقی بی یوز حاکم ولایت سمرقند شده بوده به ملا خطی فرستاده که به جانب ما سیر کنید. ملا از آنجا تا به ولایت سمرقند رفته اند. رحیم بی به ملا اسپی انعام کرده بوده این رباعیات را در صفت همان اسپ ملا گفته این است:شمارهٔ ۱۴ - اسبیاتاسپی دارم که دم علم می سازدشمارهٔ ۱۵ - اسبیاتاسپی دارم کز غمش سوخته امشمارهٔ ۱۶ - اسبیاتاسپی که به آب و علفش پروردمشمارهٔ ۱۷ای آنکه تویی حیات ما باعث بودشمارهٔ ۱۸صاحب جاها چشم سحرخیز به توستشمارهٔ ۱۹شاها نفست مسیح را دم بخشیدشمارهٔ ۲۰ای قبله زخدمتت بسی مهجورمشمارهٔ ۲۱اعدای تو را خاک بود مأوایششمارهٔ ۲۲شاها همه خلق بنده همت توشمارهٔ ۲۳شاها بودم نشسته در خلوت خودشمارهٔ ۲۴ای شاه چراغ بزمت افروخته اندشمارهٔ ۲۵ای شاه چو سرو باغ یکتا شده امشمارهٔ ۲۶ای شسته به مشک تر دهان قلمتشمارهٔ ۲۷صاحب جاها تویی رفیع الدرجاتشمارهٔ ۲۸ای شیشه به آب خضر کام قلمتشمارهٔ ۲۹صاحب جاها فراغت از دل یابیشمارهٔ ۳۰صاحب جاها مراد از دل یابیشمارهٔ ۳۱صاحب جاها همیشه من رنجورمشمارهٔ ۳۲عمریست ز گلزار تماشا دورم