گنج

شمارهٔ ۷ - نعت

۳۱ بیت
ای حریم روضه ات باشد بهشت عنبرینپاسبان آستانت روز و شب روح الامین
دعوی پیغمبری می کرد نور پاک توپیش از آن ساعت که بود آدم میان ما و طین
سبز و خرم از تو شد نخل وجود انبیااولیاالله گرد خرمنت را خوشه چین
جبرئیل آمد به تکلیف شبی از سوی حقبا براق گرم رفتاری چو بوی یاسمین
وه چه شب چون سنبل حوران جنت مشکبارگفت برخیز ای رسول حق نشین بر پشت زین
از زمین مکه روح انبیا صف بسته اندبهر استقبال تو تا آسمان هفتمین
تا نهادی در شب معراج پا بر ساق عرششد ز یمن مقدمت نعلین تو کرسی نشین
در کنار دایه ات می کرد پابوسی تو راداغ خدمتگاریت را ماه دارد بر جبین
چشمه کوثر تمنا می کند سرو تو رامی کند پابوسیت را آرزو ماه معین
کرد کار ذوالفقار انگشت تو با مشرکاندست خود روزی که بیرون ساختی از آستین
نامداران بر زبان کردند مهر خاموشیتا تو در انگشت خود انداختی انگشترین
در میان انبیا باشد محمد نام توبر زبان اهل عالم هست القابت امین
چار یارت اهل دین را پیشوا و رهنمادر خلافت هر یکی باشند امیرالمومنین
حامی اسلام دین یعنی ابوبکر و عمرحضرت عثمان و حیدر سرور اهل یقین
نور چشم احمد مرسل حسین است و حسنقرة العین علی شهزاده زین العابدین
تا به مهدی آل و اصحاب تو از خرد و بزرگفاضل و دانا و کامل طیبین و طاهرین
ای به توصیف جمالت آیت شمس الضحیوی به ذاتت گشته نازل رحمة للعالمین
در حریم روضه ات هر کس اقامت می کندمی رسد او را ندای «فادخلوها خالدین »
شبنم روی گلت را بر فلک برد آفتابسایه سرو قدت برداشت خود را از زمین
رو نمی تابند اصحاب تو از میدان خصمپشت بر کوهند از تو لشکر اسلام و دین
شاه من روزی که فتح مکه کردی آمدندتهنیت گویان ملایک از یسار و از یمین
کردی از جنانه تا پشت مبارک را جدادر فراقت ماند همچون سایه پهلو بر زمین
داد آگاهی تحیر معجزت با کاروانتا نهادی بر درخت خشک پشت نازنین
من همان نخلم ز برگ و بار دور افتاده امآرزو دارم که گردم چون زمان اولین
یا رسول الله شفاعت کن ز حق جرم مرابر جبین دارم خجالت از کرام الکاتبین
بر کدامین توبه آدم بر در تو آب و رویدارم از شرمندگی امروز سر در آستین
هر چه کردم بی رضای حق پشیمان گشته امگوشه چشمی به سویم ای شفیع المؤمنین
از طبیبان شهریارا دست کوته کرده امروزگاری شد که دارم خاطر اندوهگین
از کف دست تو رنجوران شفاها یافتندآرزو دارم که در پای تو بگذارم جبین
من کیم خود را کشم در سلک مداحان توجغد را چون بلبلان نبود نوای دلنشین
خادمان آستانت را کمینه چاکرمسیدا اخلاص مندان تو را از مخلصین