بخش ۹۳ - در تفسیر آیه مبارکه و من یعش عن ذکرالرحمن الی آخر
یاد حق بربندد از آن خانه رختمرغ رحمت بَرپرد از آن درخت
چون دل از یاد خدا غافل شوددیو اهریمن در آن داخل شود
چون شود داخل بگیرد آن حصارقدسیان گویند اینک الفرار
همرهان قدس یاران وطنروح را بدرود گویند آن زمن
رخت از آن ویرانه ده بیرون کشندروح را در چنگ اهریمن نهند
روح ماند هم غریب و هم اسیردیو گردد هم امیر و هم وزیر
ساحت دل جای اهریمن شودصفهٔ جم دیو را مسکن شود
طوطیان آهنگ هندستان کنندجایشان زاغ و زغن جولان کنند
گرگها را چون رسد آنجا قدمآهوان سوی تتار آرند رم
گلشن دل را رسد گاه خزانبگذرد زان صرصری دامن کشان
یک سمومی بگذرد بر آن چمنهم بسوزد لاله و هم نسترن
بگذرد سیْلی سیه بر آن دیاربرکند از بیخ و از بن آن حصار
مأمن دزدان شود مشکوی شاهاندر آن شیطان فرازد بارگاه
روح را سر پا نهند زنجیرهادر هلاک او کنند تدبیرها
بر سر او آرد آنچه هیچکسبر سر دشمن نیارد یک نفس
گوشه گیرد عقل و گرید زار زاربهر آن شهزادهٔ والا تبار