بخش ۵۰ - در توسل جستن به فخر کاینات حضرت خاتم انبیاء ص
یا رسولالله یا غوثالاممیا سحابالجود یا بحرالکرم
یا رسولالله یا شمسالظلمیا شفیعالذنب فی یومالندم
یا رسولالله یا حبلالنجاتیا رجاءالخلق یا منجیالعُصات
ای ادب اندوز تعلیم الهای ادب آموز کل ماسواه
عقل اول طفل ابجدخوان توروح اعظم سایهای از خوان تو
ای طفیلت هستی کون و مکانای به دورت گردش هفت آسمان
ای لعمرک تاج و لولاک نطاقچارزن را گوهر پاکت صداق
ای تو فرزندی که بستی عقد مامبا پدر دادی تو او را التیام
بارگاه لی معالله خلوتتپیشگاه ادن منی رتبتت
ای در این دریا تو ما را ناخداوی در این صحرا تو ما را رهنما
ای گناه عاصیان را عذرخواهمن به امید تو کردهستم گناه
صد سفینه پر گنه میآورمهم دل و هم رو ،سیه میآورم
از گنه دارم قطار اندر قطاربختیان بارکش در زیر بار
ای تو سکان افق را میزبانمیرسم اینک تو را من میهمان
آن لب گوهر فشان را باز کندر شفاعت گفتگو آغاز کن
گو گنهکارِ ز هر در راندهایعاجزی در کار خود درماندهای
در پناه لطف ما بگریختهدست در دامان ما آویخته
میهمان خوان احسان من استگر گنهکار است مهمان من است
سوف یعطیک تو فرمودی خطابخوانده است او این خطاب اندر کتاب
از مَنَش هم این خبر در خاطر استمیهمان بنواز اگرچه کافر است
نی تو را در وعده خلف و نی نَدَمنی مرا هم روی مهمان از شَیَم
جز ببخشی این سیه رو را به منچاره نبود ای خدای ذوالمنن
نیک اگر کردهست اگر بد کرده استآنچه را کردهست با خَود کرده است
این وجود سست او نابوده گیریا در آتش جسم او فرسوده گیر