بخش ۳ - حدیث قدسی:من تقرب الی شبراً تقربت ذراعا و من تقرب ذراعا تقربت باعا
هرکه نزدیک من آید یک ذراعمن روان گردم سوی او باع باع
هرکه پیماید ره من میل میلمن به فرسخ فرسخ آیم آن سبیل
گر گنه آرید چون ریگ رواندر برابر رحمت آرم صد چنان
با شما باشد اگر جرم و خطامن شما را آورم لطف و عطا
گر شما را غفلت و آلایش استپیش ما هم رحمت و بخشایش است
ای گنهکاران سوی ما پر زنیدخانهام را حلقهای بر در زنید
من نهادم خوان رحمت الصلاای گنهکاران امت الصلا
الصلا ای خیل نیک و بد تمامداده اینک شاه خوبان بار عام
بار عام است ای گروه عاصیاندر گشاده شاه و بنهاده است خوان
خانه از لطف و کرم آراستهحاجب و دربان ز در برخاسته
گرچه اینها هست لیکن ای جوادجمله بی توفیق تو باد است باد
خوان نهاده در گشاده راه راستلیک در راه ای برادر دزدهاست
دزدها هریک هلاک عالمیهر یکی افراسیاب و رستمی
کاروانها را درین ره بردهاندرختشان بگرفته خونشان خوردهاند
دست و پای پهلوانان بستهاندبازوی زورآوران بشکستهاند
گرنه توفیق خدا باشد رفیقکس نپیماید سلامت این طریق
از خدا میخواه توفیق ای پسرتا توانی بردن این ره را به سر
این سخن پایان ندارد ای قلمقصه طوطی و شه را کن رقم