بخش ۲
میزدندی فاش بی اندازهترکوس رسوایی بلند آوازهتر
آری آری عاشقان برحسن یارعاشقند و حسن باشد پردهدار
عشق معشوقان ولی بر عشقهاستعشق خود آتش مزاج و بی حیاست
حسن را جان بخشی و دلداری استعشق را خصلت همه خونخواری است
حسن خوبان پرده شد بر عشقشانعشقشان برحسنشان آمد نهان
ورنه عشق دلبران افزونتر استلیلی از مجنون بسی مجنونتر است
عاشقان را عشق اگر باشد یکیعشق معشوقان بود صد بی شکی
دوستی با هر که داری ای پسرباشد او را مهربانی بیشتر
زین سبب فرمود حق با بندگانسوی من آیید ای آیندگان
راه من پویید کاین را هست و بسعشق من جویید نی هر خار و خس