گنج

بخش ۲۵ - بیان در رنج سلاطین و حکام

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)۱۴ بیت
روز و شب مشغول پاس خویشتندر حذر از خویش و از فرزند و زن
تخت زرینی که بینی جای اوستتخته‌بندی محکم اندر پای اوست
دارد اندر دل هوای سیر و گشتگشت بازار و دکان و باغ و دشت
لیک پایش تخته‌بند است ای رفیقمی‌نبتواند برآید از مضیق
بندیان در بند زندانش اسیرشاه خود محبوس بر تخت و سریر
هرچه بندت کرد سجن است ای پسرخواه زندان باش خواهی تخت زر
سوی فرزندان نبگشاید نظرجز که بیند تیغ بُرّانشان به سر
می‌نبیند دختران پردگیجز که یاد آرد ز روز بردگی
یا بود در کار جنگ و دار و گیردر دویدن گه به بالا گه به زیر
گه بود دنبال خصم نا به‌ کارگاهِ دیگر می‌دود بهر فرار
یا گرفتار تقاضای سپاههین بده مرسوم ما ای پادشاه
بام و شامی می‌گذارد در تعبدردسرها می‌کشد بهر طلب
این همی خواند وظیفه آن عملاین قصیده گفته و آن یک غزل
آن یکی جوید سُیورغالی ز نوآید آن از بهر اسب این بهر جو