گنج

بخش ۲۳ - بیان اینکه اینها همه طلسم است و هرکه آن را بشکند به مقصد می رسد

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)۱۷ بیت
هان چو مردان بشکن این محکم طلسمپای بیرون نه ز ملک جان و جسم
جسم را در راه جانان خوار کنجان به خاک پای او ایثار کن
بند جسم و جان ز بال و پَر گشایاز مضیق شش جهت بالاتر آی
عالمی بنگر سراسر نور پاکعالمی فارغ ز آب و باد و خاک
عالمی بین گلستان در گلستانگلستانها سر زده بر لامکان
پرده بَردار از رخ زیبای دلپرده از رخسار جان آرای دل
پس در آن بین نقشهای بس عجیبیار بنگر فارغ از بیم رقیب
کشوری بین خالی از دزد و دغلپاکبازان را در آن جاه و محل
دوستان دستان به دست دوستانروز و شب با یکدگر در بوستان
دوستانی جمله خالی از نفاقجملگی را اتحاد و اتفاق
جسمشان از هم جدا جانشان یکیمقصد و مطلوب و جانانشان یکی
عالمی بین خالی از رنج و تعبخالی از اندوه و فکر روز و شب
نی عناصر را در آن کشور تضادپشه آنجا می‌نبگریزد ز باد
نی کلال جوع و نی ثقل شبعنی بلای حرص و نی ذل طمع
نی در آن سرمای دی گرمای تیرنی تعب از بهر کتان و حریر
تا به چند ای جان من در رنج و غمروزها اندر تعب شب در الم
دل نبگرفتت از آن محنت سراینامدی تنگ آخر از این تنگنای