گنج

بخش ۱۷ - بیان بقیه ی تمرد شیطان از امر حق تعالی و مردود شدن آن

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)۲۳ بیت
همچو آن دیو رجیم کشتنیکو گذشت از حد خود از رهزنی
پا ز حد خویش بالاتر نهادراه و رسم بندگی از دست داد
شعلهٔ غیرت سراپایش بسوختآتش لعنت به جانش برفروخت
رانده شد از عالم کروبیاندر زمین افتاد خوار و مستهان
سالهای بیشمار اندر سپهرآن به قامت بُد قرین ماه و مهر
بر فراز آسمان پرچم زدیبا ملایک بال و پر بر هم زدی
چون نکرد او سجدهٔ آدم قبولکوکب بختش فتاد اندر افول
خوار و زار و راندهٔ درگاه شداز فراز مَه به قعر چاه شد
عزّ و تمکینش همه بر باد رفتعلمهایش سر به سر از یاد رفت
آری آری ظلمت و دود گناهخانهٔ دل را کند تار و سیاه
در قفا هر ظلمتی را ظلمتی‌ستهر گنه نساجِ پرده غفلتی‌ست
علم را در دل مَلَک می‌آوردچون سیه شد کی مَلَک داخل شود
دل تو را آیینهٔ نورانی استوز خدای عالم ربانی است
دل چو مرآت است و صورتهای غیبمنعکس گردد در آن بی شک و ریب
لیک تا آیینه زنگاری بُوَدکی در آنجا صورتی ساری بُوَد
پاک کن آیینهٔ دل را ز زنگعکسها بنگر در آن پس رنگ رنگ
پاک کن از روی دل زنگار راکن تماشا عالم اسرار را
زنگ از دل ای برادر دور کنوانگهی سیر جهان نور کن
دل اگرچه زندهٔ آب و گل استجانب چپ زین ره او را منزل است
چون یمین زیبنده‌تر بود از یسارشد در اقلیم یمین آنجا قرار
سینه را هست از یمین راهی نهانسوی ملک نور و شهر لامکان
لحظه‌ای گر شرح صدری دیده‌ایآنچه من گفتم نکو فهمیده‌ای
آنچه می‌بینی ز نور انبساطجمله را اندر یمین بینی بساط