گنج

بخش ۱۴۹ - توضیح معنی فناء فی الله و اقسام آن

این نه معنی فنا فی الله بودهرکسی با این فنا همراه بود
بلکه آن باشد که این گردد عیانبر تو چون خورشید اندر آسمان
خویش را بینی چراغی کور کوربل فزونتر پیش آن تابنده هور
نی چه آن دیدن که می بیند حکیماز قیاس سست و برهان سقیم
نی چه آن دیدن که شب بیند خیالاختوران را پیش خود اندر سگال
زانکه باشد این دو آن را در نظرمی کند برهان ز یک نفی اثر
بلکه چون دیدم در ایام تموزآفتاب اندر فلک در نیمروز
می نبیند در فلک جز آفتابنی ز اختر ذات می بیند نه زاب
در دل عارف کند چون حق ظهورچون ظهور نور او در کوه طور
کوه انیت نماید ریز ریزمی نماند از خود آنجا هیچ چیز
ذات او پنهان شود در صد غماچون ستاره پیش خورشید سما
صبح صادق از دلش سر بر زندآفتاب از مطلع جان سر زند
آفتاب کبریاء ذوالجلالخود شود پنهان چو پیش خور نهال
خور برآید اختوران پنهان شوندشیر آید روبهان بیرون روند
هستی مطلق چه نور افکن شودنیستی خود برو روشن شود
همچنین چون نور افعال صفاتپرتو اندازد به دل از شش جهات
نیست بیند فعل خویش و ذات خویشنی اثر چون در بر صرصر حشیش
مختصر آن کز تجلیهای ذاتدر تجلیهای افعال و صفات
ذات و فعل و وصف او گردد نهانچون ستاره پیش خورشید جهان
نی ز فعل خود اثر بیند نه ذاتنی ببیند از برای خود صفات
جملگی گردند معدوم و هباپیش آن ذات و صفات فعلها