گنج

بخش ۱۱۸ - در بیان طریق تحصیل علم و معرفت و رسیدن به اجتهاد و یقین

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)۲۰ بیت
هر رهی رفتن ندارد پای مزدای بسی ره کاندران غول است و دزد
رهبری باید طلب کردن نخسترهنمایی چابک و چالاک و چست
کاروانی خواستن دور از نفاقکاروان سالارش از اهل وفاق
ره سپردن بر درای کاروانپا نهادن جای پای کاروان
آنکه افتد گر خطایی در سفرنزد اهل فقر باشد مغتفر
ور کسی بی سعی و جد و اجتهادنی سراغ از کاروان و اوستاد
رو نهد در راه و افتد در خطاآن خطایش مغتفر باشد کجا
هم اگر بینی کسی را در رهینبودت از مقصد او آگهی
لیک آن ره را نباشد هیچ سومقصد امید و منزل آرزو
هیچ منزل دانی اندر راه نیستور بود غیر از هلاک و چاه نیست
بر تو باشد جان من ارشاد اوهین فراموشت مبادا یاد او
پس غرض از آنچه گفتم ای رفیقز اختلاف مقصد و فرق طریق
در ثواب آنکه افتد در خطاوز نکردن طعن کس در ابتدا
این بود ای داده بر گفتار گوشکز جفا آغاز بر هرکس مجوش
هر رهی کاید به منزل عاقبتسوی مقصد باشد آن را خاتمت
کژی و دوری و دشواری آننزد آخر بین بود سهل ای فلان
هم خطایی هرکه در ره اوفتادبعد سعی بذل و جهد و اجتهاد
نزد ارباب خرد نبود ملوممی‌نخوانند اهل عدل آن را ظلوم
هم رهی را کش ندانی تا کجاسترهروان را هم ستم کردن خطاست
مقصد قوم خدا جوی ای نگارگرچه باشد متحد ره بی شمار