دروغ در اعمال و رفتار
و اما کذب در کردار و اعمال آن است که در ظاهر اعمالی از او سرزند که دلالت کند بر خوبی در باطن او، و باطن او از آن بی خبر بوده باشد، یعنی باطن او موافق ظاهر نباشد و صدق در آن، این است که باطن و ظاهر یکسان و مطابق بود یا باطن از ظاهر بهتر و آراسته تر باشد و این مرتبه از صدق، اشرف و افضل از صدق در گفتار است.
و از این جهت مکرر سید بشر این مرتبه را از حضرت آفریدگار مسئلت می نمود و در اخبار وارد است که «چون پنهان و آشکار بنده مومن یکسان بوده باشد خداوند عالم به او بر ملائکه مباهات می کند و می فرماید: بنده حق من این است».
بعضی از اکابر فرموده است که «کیست مرا نشان دهد به شخصی که چشم او در تاریکی شبها گریان است و لب او روزها در محافل، خندان باشد».
یعنی: هرگاه پنهان و آشکار بنده مومن، مساوی باشد، در دو جهان، عزیز و مستوجب آفرین و ستایش است.
و اگر ظاهر او مخالف باطن باشد، و ظاهر را به اعمال خیر آراسته و باطن او بی خبر باشد، هیچ اجر و مزدی از برای عمل او نیست مگر تصدیع و رنجی که کشیده است.
همچنان که طلای بی غش در بازار، رایج و در عوض آن هر چه خواهی می دهند، و آنچه در آن غش باشد به تو رد می کنند، و آرزوی تو از آن برنمی آید، و شکی نیست هر عملی را که در آن غش باشد که ظاهرا آن آراسته و باطن آن موافق ظاهر نباشد رد به تو می شود.