گنج

بخش ۷۱ - در بیان وخامت چرب و شیرین دنیا و مانع شدن او از طعام الله چنانک فرمود الجوع طعام الله یحیی به ابدان الصدیقین ای فی الجوع طعام الله و قوله ابیت عند ربی یطعمنی و یسقینی و قوله یرزقون فرحین

وا رهی زین روزی ریزهٔ کثیفدر فتی در لوت و در قوت شریف
گر هزاران رطل لوتش می‌خوریمی‌روی پاک و سبک هم‌چون پری
که نه حبس باد و قولنجت کندچارمیخ معده آهنجت کند
گر خوری کم گرسنه مانی چو زاغور خوری پر گیرد آروغت دماغ
کم خوری خوی بد و خشکی و دقپر خوری شد تخمه را تن مستحق
از طعام الله و قوت خوش‌گواربر چنان دریا چو کشتی شو سوار
باش در روزه شکیبا و مصردم به دم قوت خدا را منتظر
که آن خدای خوب‌کار بردبارهدیه‌ها را می‌دهد در انتظار
انتظار نان ندارد مرد سیرکه سبک آید وظیفه یا که دیر
بی‌نوا هر دم همی گوید که کودر مجاعت منتظر در جست و جو
چون نباشی منتظر ناید به توآن نوالهٔ دولت هفتاد تو
ای پدر الانتظار الانتظاراز برای خوان بالا مردوار
هر گرسنه عاقبت قوتی بیافتآفتاب دولتی بر وی بتافت
ضیف با همت چو ز آشی کم خوردصاحب خوان آش بهتر آورد
جز که صاحب خوان درویشی لئیمظن بد کم بر به رزاق کریم
سر برآور هم‌چو کوهی ای سندتا نخستین نور خور بر تو زند
که آن سر کوه بلند مستقرهست خورشید سحر را منتظر