گنج

بخش ۱۷۵ - تشنیع زدن امرا بر ایاز کی چرا شکستش و جواب دادن ایاز ایشان را

گفت ایاز ای مهتران نامورامر شه بهتر به قیمت یا گهر
امر سلطان به بود پیش شمایا که این نیکو گهر بهر خدا
ای نظرتان بر گهر بر شاه نهقبله‌تان غولست و جادهٔ راه نه
من ز شه بر می‌نگردانم بصرمن چو مشرک روی نارم با حجر
بی‌گهر جانی که رنگین سنگ رابرگزیند پس نهد شاه مرا
پشت سوی لعبت گل‌رنگ کنعقل در رنگ‌آورنده دنگ کن
اندر آ در جو سبو بر سنگ زنآتش اندر بو و اندر رنگ زن
گر نه‌ای در راه دین از ره‌زنانرنگ و بو مپرست مانند زنان
سر فرود انداختند آن مهترانعذرجویان گشته زان نسیان به جان
از دل هر یک دو صد آه آن زمانهم‌چو دودی می‌شدی تا آسمان
کرد اشارت شه به جلاد کهنکه ز صدرم این خسان را دور کن
این خسان چه لایق صدر من‌اندکز پی سنگ امر ما را بشکنند
امر ما پیش چنین اهل فسادبهر رنگین سنگ شد خوار و کساد