بخش ۱۶۸ - آمدن خلیفه نزد آن خوبروی برای جماع
آن خلیفه کرد رای اجتماعسوی آن زن رفت از بهر جماع
ذکر او کرد و ذکر بر پای کردقصد خفت و خیز مهرافزای کرد
چون میان پای آن خاتون نشستپس قضا آمد ره عیشش ببست
خشت و خشت موش در گوشش رسیدخفت کیرش شهوتش کلی رمید
وهم آن کز مار باشد این صریرکه همیجنبد بتندی از حصیر