بخش ۱۵۵ - تمثیل تن آدمی به مهمانخانه و اندیشههای مختلف به مهمانان مختلف عارف در رضا بدان اندیشههای غم و شادی چون شخص مهماندوست غریبنواز خلیلوار کی در خلیل باکرام ضیف پیوسته باز بود بر کافر و مؤمن و امین و خاین و با همه مهمانان روی تازه داشتی
هست مهمانخانه این تن ای جوانهر صباحی ضیف نو آید دوان
هین مگو کین ماند اندر گردنمکه هم اکنون باز پرد در عدم
هرچه آید از جهان غیبوشدر دلت ضیفست او را دار خوش