بخش ۲۱ - تفسیر این حدیث کی مثل امتی کمثل سفینة نوح من تمسک بها نجا و من تخلف عنها غرق
بهر این فرمود پیغامبر که منهمچو کشتیام به طوفان زمن
ما و اصحابم چو آن کشتی نوحهر که دست اندر زند یابد فتوح
چونک با شیخی تو دور از زشتییروز و شب سیاری و در کشتیی
در پناه جان جانبخشی تویکشتی اندر خفتهای ره میروی
مسکل از پیغامبر ایام خویشتکیه کم کن بر فن و بر کام خویش
گرچه شیری چون روی ره بیدلیلخویشبین و در ضلالی و ذلیل
هین مپر الا که با پرهای شیختا ببینی عون و لشکرهای شیخ
یک زمانی موج لطفش بال تستآتش قهرش دمی حمال تست
قهر او را ضد لطفش کم شمراتحاد هر دو بین اندر اثر
یک زمان چون خاک سبزت میکندیک زمان پر باد و گبزت میکند
جسم عارف را دهد وصف جمادتا برو روید گل و نسرین شاد
لیک او بیند نبیند غیر اوجز به مغز پاک ندهد خلد بو
مغز را خالی کن از انکار یارتا که ریحان یابد از گلزار یار
تا بیابی بوی خلد از یار منچون محمد بوی رحمن از یمن
در صف معراجیان گر بیستیچون براقت بر کشاند نیستی
نه چو معراج زمینی تا قمربلک چون معراج کلکی تا شکر
نه چو معراج بخاری تا سمابل چو معراج جنینی تا نهی
خوش براقی گشت خنگ نیستیسوی هستی آردت گر نیستی
کوه و دریاها سمش مس میکندتا جهان حس را پس میکند
پا بکش در کشتی و میرو روانچون سوی معشوق جان جان روان
دست نه و پای نه رو تا قدمآن چنانک تاخت جانها از عدم
بردریدی در سخن پردهٔ قیاسگر نبودی سمع سامع را نعاس
ای فلک بر گفت او گوهر بباراز جهان او جهانا شرم دار
گر بباری گوهرت صد تا شودجامدت بیننده و گویا شود
پس نثاری کرده باشی بهر خودچونک هر سرمایهٔ تو صد شود