بخش ۲۰ - در بیان آنک حکما گویند آدمی عالم صغریست و حکمای اللهی گویند آدمی عالم کبریست زیرا آن علم حکما بر صورت آدمی مقصور بود و علم این حکما در حقیقت حقیقت آدمی موصول بود
پس به صورت عالم اصغر تویپس به معنی عالم اکبر توی
ظاهر آن شاخ اصل میوه استباطنا بهر ثمر شد شاخ هست
گر نبودی میل و اومید ثمرکی نشاندی باغبان بیخ شجر
پس به معنی آن شجر از میوه زادگر به صورت از شجر بودش ولاد
مصطفی زین گفت که آدم و انبیاخلف من باشند در زیر لوا
بهر این فرموده است آن ذو فنونرمز نحن اخرون السابقون
گر بصورت من ز آدم زادهاممن به معنی جد جد افتادهام
کز برای من بدش سجدهٔ ملکوز پی من رفت بر هفتم فلک
پس ز من زایید در معنی پدرپس ز میوه زاد در معنی شجر
اول فکر آخر آمد در عملخاصه فکری کو بود وصف ازل
حاصل اندر یک زمان از آسمانمیرود میآید ایدر کاروان
نیست بر این کاروان این ره درازکی مفازه زفت آید با مفاز
دل به کعبه میرود در هر زمانجسم طبع دل بگیرد ز امتنان
این دراز و کوتهی مر جسم راستچه دراز و کوته آنجا که خداست
چون خدا مر جسم را تبدیل کردرفتنش بیفرسخ و بیمیل کرد
صد امیدست این زمان بردار گامعاشقانه ای فتی خل الکلام
گرچه پلهٔ چشم بر هم میزنیدر سفینه خفتهای ره میکنی