بخش ۶۲ - بیدار کردن ابلیس معاویه را کی خیز وقت نمازست
در خبر آمد که آن معّاویهخفته بد در قصر در یک زاویه
قصر را از اندرون در بسته بودکز زیارتهای مردم خسته بود
ناگهان مردی ورا بیدار کردچشم چون بگشاد پنهان گشت مرد
گفت اندر قصر کس را ره نبودکیست کین گستاخی و جرات نمود
گرد برگشت و طلب کرد آن زمانتا بیاید زان نهان گشته نشان
او پس در مدبری را دید کودر پس پرده نهان میکرد رو
گفت هی تو کیستی نام تو چیستگفت نامم فاش ابلیس شقیست
گفت بیدارم چرا کردی بجدراست گو با من مگو بر عکس و ضد