بخش ۱۰۹ - پذیرا آمدن سخن باطل در دل باطلان
گفت اینک راست پَذْرُفتم به جانکَژ نماید راست در پیش کَژان
گر بگویی اَحولی را: «مَه، یکیست»گویدت: «این دُوست و، در وحدت شَکیست»
وَر بَرو خندد کسی، گوید: دو استراست دارد، این سزای بَدخو است
بر دروغان، جمع میآید دروغللخبیثات الخبیثین زد فروغ
دلفراخان را بُوَد دستِ فراخچشمکوران را عِثارِ سنگلاخ