گنج

بخش ۶۱ - تولیدن شیر از دیر آمدن خرگوش

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)۱۶ بیت
همچو آن خرگوش کو بر شیر زدروح او کی بود اندر خوردِ قَد
شیر می‌گفت از سر تیزی و خشمکز ره گوشم عدو بر بست چشم
مکرهای جَبریانم بسته کردتیغ چوبینشان تنم را خسته کرد
زین سپس من نشنوم آن دمدمهبانگ دیوانست و غولان آن همه
بر دران ای دل تو ایشان را مه‌ایستپوستشان برکَن کِشان جز پوست نیست
پوست چه بود گفته‌های رنگ رنگچون زره بر آبْ کِش نبود درنگ
این سخن چون پوست و معنی مغز داناین سخن چون نقش و معنی همچو جان
پوست باشد مغزِ بد را عیب‌پوشمغز نیکو را ز غیرت غیب‌پوش
چون قلم از باد بُد دفتر ز آبهرچه بنویسی فنا گردد شتاب
نقشِ آبست اَر وفا جویی از آنباز گردی دستهای خود گزان
باد در مَردُم هوا و آرزوستچون هوا بگذاشتی پیغامِ هوست
خوش بود پیغامهای کردگارکو ز سر تا پای باشد پایدار
خطبهٔ شاهان بگردد و آن کِیاجُز کیا و خطبه‌های انبیا
زانک بَوش پادشاهان از هواستبارنامهٔ انبیا از کبریاست
از دِرَمها نام شاهان برکنندنام احمد تا ابد بَر می‌زنند
نام احمد نام جملهٔ انبیاستچونک صد آمد نود هم پیش ماست