بخش ۵۶ - ذکر دانش خرگوش و بیان فضیلت و منافع دانستن
این سخن پایان ندارد هوشدارهوش سوی قصهٔ خرگوش دار
گوش خر بفروش و دیگر گوش خرکین سخن را در نیابد گوش خر
رو تو روبهبازی خرگوش بینمکر و شیراندازی خرگوش بین
خاتم ملک سلیمانست علمجمله عالم صورت و جانست علم
آدمی را زین هنر بیچاره گشتخلق دریاها و خلق کوه و دشت
زو پلنگ و شیر ترسان همچو موشزو نهنگ و بحر در صفرا و جوش
زو پری و دیو ساحلها گرفتهر یکی در جای پنهان جا گرفت
آدمی را دشمنِ پنهان بَسیستآدمیِ با حَذَر، عاقل کسیست
خلقِ پنهان، زشتِشان و خوبِشانمیزند در دل به هر دَم کوبشان
بهر غسل ار در روی در جویباربر تو آسیبی زند در آب خار
گرچه پنهان خار در آبست پستچونک در تو میخلد دانی که هست
خارخار وحیها و وسوسهاز هزاران کس بود نه یک کسه
باش تا حسهای تو مبدل شودتا ببینیشان و مشکل حل شود
تا سخنهای کیان رد کردهایتا کیان را سرور خود کردهای