گنج

بخش ۳۱ - ولی عهد ساختن وزیر هر یک امیر را جداجدا

وانگهانی آن امیران را بخواندیک‌بیک تنها بهر یک حرف راند
گفت هر یک را بدین عیسوینایب حقّ و خلیفهٔ من توی
وان امیران دگر، اتباع توکَرد عیسی جمله را اشیاع تو
هر امیری کو کِشد گردن، بگیریا بکُش یا خود همی دارش اسیر
لیک تا من زنده‌ام این وا مگوتا نمیرم این ریاست را مجو
تا نمیرم من تو این پیدا مکندعوی شاهی و استیلا مکن
اینک این طومار و احکام مسیحیک بیک بر خوان تو بر امت فصیح
هر امیری را چنین گفت او جدانیست نایب جز تو در دین خدا
هر یکی را کرد او یک‌یک عزیزهرچه آن را گفت این را گفت نیز
هر یکی را او یکی طومار دادهر یکی ضدّ دگر بود المراد
متن آن طومارها بُد مختلفهمچو شکل حرفها یا تا الف
حکم این طومار ضد حکم آنپیش ازین کردیم این ضد را بیان