بخش ۱۵۲ - اعتماد کردن هاروت و ماروت بر عصمت خویش و امیری اهل دنیا خواستن و در فتنه افتادن
همچو هاروت و چو ماروت شهیراز بطَر خوردند زهرآلود تیر
اعتمادی بودشان بر قدس خویشچیست بر شیر اعتماد گاومیش
گرچه او با شاخ صد چاره کندشاخْ شاخش شیر نر پاره کند
گر شود پر شاخ همچون خارپشتشیر خواهد گاو را ناچار کشت
گرچه صرصر بس درختان میکندبا گیاه تر وی احسان میکند
بر ضعیفی گیاه آن باد تندرحم کرد ای دل تو از قوت ملند
تیشه را ز انبوهی شاخ درختکی هراس آید ببرد لخت لخت
لیک بر برگی نکوبد خویش راجز که بر نیشی نکوبد نیش را
شعله را ز انبوهی هیزم چه غمکی رمد قصاب از خیل غنم
پیش معنی چیست صورت بس زبونچرخ را معنیش میدارد نگون
تو قیاس از چرخ دولابی بگیرگردشش از کیست از عقل مشیر
گردش این قالب همچون سپرهست از روح مستر ای پسر
گردش این باد از معنی اوستهمچو چرخی کان اسیر آب جوست
جر و مد و دخل و خرج این نفساز کی باشد جز ز جان پر هوس
گاه جیمش میکند گه حا و دالگاه صلحش میکند گاهی جدال
گه یمینش میبرد گاهی یسارکه گلستانش کند گاهیش خار
همچنین این باد را یزدان ماکرده بد بر عاد همچون اژدها
باز هم آن باد را بر مؤمنانکرده بد صلح و مراعات و امان
گفت المعنی هوالله شیخ دینبحر معنیهای رب العالمین
جمله اطباق زمین و آسمانهمچو خاشاکی در آن بحر روان
حملهها و رقص خاشاک اندر آبهم ز آب آمد به وقت اضطراب
چونک ساکن خواهدش کرد از مراسوی ساحل افکند خاشاک را
چون کشد از ساحلش در موجگاهآن کند با او که آتش با گیاه
این حدیث آخر ندارد باز رانجانب هاروت و ماروت ای جوان