شمارهٔ ۳۱ - تاریخ فوت مریم
آه از چرخ جفاپیشه که دستنکشد یکنفس از جور و ستم
هرکه از گردش ایام گذاشتپا درین مرحله چون نقش قدم
ساختش ره سیر از دشت وجودراست چون جاده بصحرای عدم
هرکه را در چمن دهر چو سروساخت سر سبز ز بخت خرم
همچو اوراق خوان آخر کارریختش دفتر هستی از هم
چند بر لوح سخن از شیمشراه پیموده کنم طی چو قلم
رفت از جور فلک در ته خاکبانوی حجله عصمت مریم
باشد اولی که کنم مختصرشاین سخن کاورد اندوه و الم
قد آن گلبن نو خیز که بودغیرت سرو گلستان ارم
سرنگون ساختش از صرصر کینفلک حادثه زا همچو علم
غرض از جور فلک چون گردیدکام نادیده برون از عالم
گفت تاریخ وفاتش مشتاقرفت ناکام ز دنیا مریم