شمارهٔ ۲۴ - تاریخ وفات آقا علیاکبر
هزارافسوس از آقا علیاکبر که دست اوفشاندی میوه دایم همچو شاخ نخل بارآور
دریغا زان سحاب فیض کز دست در افشانشبجای قطره چون ابر بهاری ریختی گوهر
دریغا زان سپهر جود کافشاندی به مسکینانشب و روز از دو کف مانند مهر و ماه سیم و زر
چو وقت آمد که گردد پرتو خورشید عمر اوبطرف بام از دور سپهر و گردش اختر
سوی گلزار جنت طایر روحش از این گلشنپریده در سر طوبی گشود از شوق بال و پر
چو داخل گشت آن مجموعه اخلاق شایستهبخلد از پیروی حیدر و ذریه حیدر
دبیر عقل مشتاق از پی تاریخ فوت اورقم زد در بهشت عدن داخل شد علیاکبر