شمارهٔ ۹۶
عالم خراب از نگه میپرست تستزآن می فغان که در قدح چشم مست تست
سررشته تپیدن دل نیست در کفمچون نبض اضطراب و سکونم به دست تست
من با تو همچو شاخ درختم یکی به داردست از شکستنم که شکستم شکست تست
من در خمار حسرت یک بوسه و مداملب جام باده را به لب میپرست تست
مشتاق از آن چه شکوه که در کوی او شدیبا خاک اگر برابر از اقبال پست تست