گنج

شمارهٔ ۸۸

کجا ز قهر تو غیر از توام پناهی هستهمان به تست مرا گر گریزگاهی هست
تو ابر رحمت و فیض تو عام آه که نیستبغیر من ز تو گر تشنه لب گیاهی هست
نظر به جانب من نیست هرگزت ورنهگهی نباشد اگر سوی غیرگاهی هست
گذشت عمر و چو شمع سحر ز داغ غمتهمان بدیده‌ام اشگی و دردل آهی هست
عنان سبک مکن ایشهسوار عرصه حسنکه در ره تو بهر گام دادخواهی هست
سزد بزاری زارم اگر کشی در عشقمگر ز جرم محبت بتر گناهی هست
ز روز و شب نیم آگه که عشقم افکندهبعالمی که نه مهری در آن نه ماهی هست
بکعبه هم نرود ز آستانه‌ات مشتاقکجا بجز درت او را امیدگاهی هست