شمارهٔ ۵۹
از صحن کعبه ساحت میخانه خوشتر استاز دور سبجه گردش پیمانه خوشتر است
یارب چه حکمت است که بیگانه خوی منبا آشنا خوشست و به بیگانه خوشتر است
از سینهام رود بکجا دل که جغد رااز طرف باغ گوشه ویرانه خوشتر است
ما میکشان ز خوشه انگور دانهایدر کیش ما ز سبحه صددانه خوشتر است
زان بر جنون زدم که بکوی پریوشانعاشق خوشست و عاشق دیوانه خوشتر است
در گوشه دل از حرم و دیر فارغیمماراست خانهای که ز هر خانه خوشتر است
در مزرعی که قسمت برق است حاصلشدر زیر خاک سوزد اگر دانه خوشتر است
پیوند جان ز خلق گسستم برای اوکز هر که هست صحبت جانانه خوشتر است
بعد از وفات پا مکش از خاک من که شمعقائم مقام تربت پروانه خوشتر است
غیر از حدیث عشق تو مشتاق نشنودکافسانه غمت ز هر افسانه خوشتر است