گنج

شمارهٔ ۵۸

قافیه: انگذاشت۵ بیت
تو را که چرخ به کام من از جفا نگذاشتبه کام غیر ندانم گذاشت یا نگذاشت
فغان که بلبل آن گلشنم که هرگز گوشگلشن به ناله مرغان بی‌نوا نگذاشت
ز دیر و کعبه به کوی تو ره برد هیهاتکسی که لطف تو راهیش پیش پا نگذاشت
به من گذر به غلط کردی و شکفت دلمتو می‌گذاشتم تنگ دل خدا نگذاشت
هزار مرتبه مشتاق خواست از کویترود ز جور تو چون دیگران وفا نگذاشت