شمارهٔ ۴۱
گل همنشین خار و خس در دامن گلزارهاوز خارخار عشق گل در جان بلبل خارها
تنها نه من از گلرخان هر دم کشم آزارهایاری ندیده یارئی زین غیر پرور یارها
پر از هجوم بوالهوس کوی بتان از خاروخسما همچو مرغان قفس محروم از این گلزارها
شد زین خدنک جان ستان صد رخنهام در استخواندارد هنوز این شخ کمان عشق تو با من کارها