گنج

شمارهٔ ۲۶۹

نمی‌دانم چو رفتی از قفا بینی به کس یا نهمرا هست ای خدنگ جسته میل باز پس یا نه
جهاندی رخش و رفتی هست آیا در دلت میلیکه هم از نیمه‌ره کردی عنان تاب فرس یا نه
درای ناقه‌ات گردد چو گرم ناله می‌افتیبه یاد ناله‌ام از ناله زار جرس یا نه
به منزل هیچ می‌گویی چشد آن را که ماند از منبه رنگ نقش پا در گام اول بازپس یا نه
چو بینی بلبلی نالان به قیدی هیچ می‌گوییکه روزی داشتم مرغ اسیری در قفس یا نه
ترا پیوسته با اغیار بود الفت هنوز آیابه رنگ شعله‌ای سرگرم با هر خار و خس یا نه
کنم از دوریت پیوسته فریاد و نمی‌دانمبه گوشت می‌رسد فریادم از فریادرس یا نه
گه سیرت برون از خطه تبریز یادآورز طغیان سرشکم شورش رود ارس یا نه
هوس مشتاق دارم رجعتش اما نمی‌دانمکه خواهم مرد و خواهد در دلم ماند این هوس یا نه