گنج

شمارهٔ ۲۲۵

شه من ترا نشان نه که من گدات جویمهمه حیرتم ندانم ز که و کجات جویم
چو به گنج‌های عالم تو به دست کس نیاییبه کدام برگ یارب من بینوات جویم
من دور از آستانت طلبم چه زین و آنتندهد کسی نشانت مگر از خدات جویم
نه بدوستی نه دشمن نه به گلشنی نه گلخنزکه‌ات طلب کنم من ز کدام جات جویم
بسر شکار خود آ تو شکار پیشه تا کیبشکنج دام هجران من مبتلات جویم
بدعا نجات باید طلبیدن از هر آفتتو چه آفتی ندانم که به صد دعات جویم