شمارهٔ ۲۱۹
ای کس من در جهان گر جز تو کس میداشتمشِکوه میکردم ز جورت تا نفس میداشتم
از کمین برخواست صیاد وز ره برچید دامز آشیان ای کاش راهی در قفس میداشتم
نالهٔ من بس ضعیف و محمل او دور کاشجا به پای ناقهاش همچون جرس میداشتم
کی به رندی میزدم از شحنهام گر بود باکمی نمیخوردم اگر بیم از عسس میداشتم
نیستم بیخانمان از بیم برق خانهسوزآشیان میبستم از یک مشت خس میداشتم
بر لبم مهر سکوت از ذوق خاموشی مدانمیزدم فریاد گر فریادرس میداشتم
کامیاب اغیار مشتاق از لبش من نیز کاشریزهای زین شهد قسمت چون مگس میداشتم