شمارهٔ ۱۷
ما حریف غم و پیمانه کشی پیشه مادیده ما قدح ما دل ما شیشه ما
چه از آن مه عوض مهر بجز کین طلبمکه جفا پیشه او گشت و وفا پیشه ما
مادر این بادیه آن خار بن تشنه لبیمکه رهین نمی از خاک نشد ریشه ما
مشکل عشق به فکرت نشود طی ورنهرخنه در سنگ کند ناخن اندیشه ما
چه ضرور است به سنگی رسد از ما زخمیباش گو سستتر از ناخن ما تیشه ما
مستی ما بود از خون دل آن روز مبادکه تنکمایه از این باده شود شیشه ما
منع ما چد کنی این همه مشتاق که هستعشق بازی فن ما باده کشی پیشه ما