گنج

شمارهٔ ۱۵۳

بدی از نیک بر نمی‌آیدکار زهر از شکر نمی‌آید
من براهش ز خویش بیخبرمباز گویش خبر نمی‌آید
پیش آهم چه خیزد از دوزخکار برق از شرر نمی‌آید
گو به بزمت دمی که چون میناخونم از چشم تر نمی‌آید
از تو کاریست بر گرفتن دلکه ز مشتاق بر نمی‌آید