شمارهٔ ۱۳۵
روزی که مرغ وحشی دل با تو رام بودنه نامی از قفس نه نشانی ز دام بود
سرکش مشو ز ناز که گلچین روزگاربا گلبن آنچه کرد گل انتقام بود
مردم ز آرزوی وصال تو کین ثمرهرگز نگشت پخته و تابود خام بود
میکش نیم کنون که مرا آفریدهاندزان مشت گل که گاه سبوگاه جام بود
افغان که گشت هاله خط بوته گدازحسن ترا که غیرت ماه تمام بود
شادم ز بیخودی که چه با غیر دیدمشنشناختم که غیر کهو او کدام بود
مشتاق لب به بند که افتاد در قفسطوطی باین گناه که شیرین کلام بود