گنج

بخش ۲۴ - نامه نوشتن ارژنگ شاه به زنگبار و یاری خواستن گوید

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)۲۸ بیت
وزین رو چه (آن دید) ارژنگ شاهنمانده کلاه و شکسته سپاه
فرستاد زی خسرو زنگباریکی نامه از خون دیده نگار
که ای شاه ما را به فریاد رسکه در آتش افتاده ام همچو خس
شکستی چنین آمد از کین مرابماندم کنون در دم اژدها
بیاری اگر شاه آید برمبگردون گردان بساید سرم
که با من چنین بود پیمان تو راایا شاه بارای و فرمان روا
که جائی که آید مرا کار پیشبیاری سپاهی ز اندازه پیش
کنون گر بیاری سپه سوی منبیاری برافروزد این روی من
چو شد نامه نزدیک آن نامدارشد آگه از آن رزم آن نامدار
یکی نامور گرد سرهنگ داشتکه با فیل گردان سر جنگ داشت
جهانجوی را نام نسناس بودبکین اندر آن همچو الماس بود
دوره سی هزار ازیلان برشمردبدو داد گفت ای سپهدار گرد
از ایدر برو تازیان با سپاهبیاری به نزدیک ارژنگ شاه
به شمشیر بستان ز هیتال باجابا گنج و آن باره و تخت عاج
سپار آن همه خود به ارژنگ شاهوز آنجای برکش سوی من سپاه
برآورد نسناس زنگی ز جایسپاهی برآمد غو کره نای
بیاورد آن لشکر بیشمارسرافراز نسناس خنجر گزار
به نزدیک ارژنگ شاه سرندبدشت سرند آن سپه صف زدند
جهان پر شد از لشکر زنگبارسراسر بکردار دریای قار
جهان سربسر مرد زنگی گرفتز لشکر همه دشت تنگی گرفت
چو ارژنگ دید آن سپه شاد گشتدلش بود در بند آزاد گشت
زسلطان کجرات هم مرد خواستوزین روی او یاری آورد خواست
ز کجرات آمد سپه سی هزارابا گرد شنگاوه خنجر گزار
چو نزدیک ارژنگ شنگاوه شدبتن شاه ارژنگ را آوه شد
دگرباره شه ساز لشکر گرفتجهان سربسر گرز و خنجر گرفت
دو هفته به نسناس شنگاوه شاهبرآراست رزمی به آئین راه
در گنج بگشاد و زر دادشانزره با کلاه و کمر دادشان
در بسته را زر کلید آوردهنر بی هنر را پدپد آورد