گنج

شمارهٔ ۹۵ - وله ایضا

زین زمانه شیخ جمال آن که کس ندیددر دهر یک معرف شیرین ادا چو او
چون کرد از کمال رضا وام جان اداتاریخش از معرف شیرین ادا بجو
طبعم چو در غمش الف از ب نمی‌شناختیک سال اگر کم است دلا عذر او بگو