شمارهٔ ۷۹ - قطعه
تبارکالله ازین حوض خانهٔ دلکشکه در شک جوی جنانست و آبروی جهان
بنای بیخللش چون بنای روضه خلدهوای معتدلش چون هوای عالم جان
فکنده طرح شگرفی مهندس تردستکه میچکد به مثل آب از طراوت آن
زبان خامه نقاش کرده صنعتهاکه در ثناش زبون است خامه دو زبان
چه فیضهاست در این منزل ترقی بخشکه در زمین شریفش به عکس طبع زمان
مزاج عنصر آتش گرفته عنصر آبکه شعلهوار به اوج از حضیض گشته روان
چه جای آب که خاک از شرافت این بومسزد که میل به بالا نماید از پایان
فلک در آینه عرض و فرش دید و ندادنشان ز فرش چنین و خبر ز عرش چنان
خدای عالمش از چشم بد نگهداردکه مانده است برو چشم عالمی حیران
بدیدهٔ خرد این حوض خانه را شانی استکه میدهد ز بهشت حیات بخش نشان
بنا نمودن این حوض راست تاریخیکه به اویست مطابق بنای حوض جنان
نکرد محتشم اندر صفات این منزلبه صد زبان یکی از صدهزار نکته بیان