شمارهٔ ۷۲ - در مرثیه گوید
باز طوفان اجل نابود ساختگوهری از قلزم ز خار علم
باز دست مرگ بیهنگام کندمیوهای بایسته از اشجار علم
آن که در طفلی ز استعداد ذاتبود پیدا در رخش آثار علم
وانکه در مهد از جبینش مینمودجوهر خالص گران مقدار علم
سعد اصغر آن که سعد اکبرشمیستود از پرتو انوار علم
بود آن گلدسته چون از نازکیزیب گلزار طراوت بار علم
رفت و گفت از بهر تاریخش خردآه از آن گلدسته بازار علم