گنج

شمارهٔ ۴۴ - وله ایضا

ای چراغ منتظر سوزان که می‌باید مرابهر برخورداری از هر وعده‌ات عمری دگر
وی خدیو صبر فرمایان که می‌باید تو رابینوائی بر در از ایوب صبر اندوزتر
با وجود آن که دست درفشانت مسرفی استکز عطای اوست کان در خوف و دریا در خطر
در بنای مستقیم الجود میریزد مداماز نی کلکت شکر همچون نبات از نیشکر
محتشم که امسال افلاسش فزونست از قیاساز شما انعام خواهد بیشتر از پیشتر
پیشت آمد به هر حال کردن اندک زریبا تمنای مطول با متاع مختصر
از برای او به جای زر فرستادی نباتتا زبانش دیرتر در جنبش آمد بهر زر
سرکهٔ مفت از عسل با آن که شیرین‌تر بوداین نبات مفت بود از زهر قاتل تلخ‌تر